الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

82

كفاية الأصول ( فارسى )

* مراد از ارادهء تشريعى چيست ؟ اين است كه : حضرت حقّ جلّ و علا به مصلحت كامنه در فعل مكلف آگاه است فى المثل : مىداند كه وجوب نماز ، روزه ، حج داراى مصلحتى است كه بايد بواسطهء اين مراد و مصلحت ، فعل و انجام در حقّ مكلّف واجب شود . به عبارت ديگر : ارادهء تشريعى اراده‌اى است كه به صدور فعلى از بندگان خدا ، آن‌هم به اختيار و ارادهء آنها تعلّق مىگيرد ، و حضرتش از بندگان مىخواهد كه هريك فعلهاى مذكور را انجام دهند . بر همين اساس است كه جعل حكم و تشريع قانون مىكند و امر و نهى مىكند . * مراد از ارادهء تكوينى چيست ؟ اراده‌اى است كه به تكوين و ايراد و تحقّق شىء در خارج آن‌هم به نوع ايجاد مباشرى و فاعل بالمباشره تعلّق مىگيرد . فى المثل : خارجا اراده كرده ، عقول و يا مجرّد است تامه را ايجاد مىكند ، اراده مىكند كرات را ايجاد مىكند و هكذا . . . * تعريف مشهور از اراده چيست ؟ 1 - ارادهء تكوينى علم خداى تعالى به نظام احسن و اكمل وجود است كه علم فعلى هم هست ، يعنى همين علم منشا تكوين و ايجاد و ابداع موجودات گرديده است . 2 - ارادهء تشريعى علم پروردگار به وجود مصلحت در افعال بندگان است كه مىداند چه كارى براى آنان مصلحت ملزمه دارد و براساس همين علم است كه امر مىكند . * با توجّه به مقدّمات فوق پاسخ آخوند ( ره ) به اشكال و يا سؤال اشاعره چيست ؟ آن اراده كه مراد از او جدا نمىشود ارادهء تكوينى است ، و اين اراده‌اى كه در مورد اوامر و تكاليف موجود است ، ارادهء تشريعى است ، و تخلّف مراد از اين اراده ممتنع و محال نيست . به عبارت ديگر : آنچه محذوريت دارد ، در ما نحن فيه نيست ، و آنكه در بحث ما هست ، محذورى ندارد . * عبارت اخراى پاسخ آخوند ( ره ) چيست ؟ مىتوان گفت : 1 - آنچه تكليف نمىتواند از آن خالى باشد ، ارادهء تشريعى است . 2 - آنچه نمىتواند تخلّف از مراد كند ، ارادهء تكوينى است . 3 - لازم نيست كه در تكاليف ، ارادهء تكوينى بشود .